تبليغاتX
منو رها کن از این فکر تنهایی - حس تازه

منو رها کن از این فکر تنهایی

گفتم:«به جادوي وفا، شايد كه افسونش كنم»
آوخ كه رام من نشد، چونش كنم، چونش كنم؟
از دل چرا بيرون كنم، اين غم كه من دارم ازو؟
دل را، نسازد گر به غم، از سينه بيرونش كنم
در بزم نوش عاشقان، حيف است جام دل تهي
گر باده ي شادي نشد، لبريز از خونش كنم
عاقل كه منعم مي كند، زين شيوه ي ديوانگي
گر گويمش وصفي ازو، ترسم كه مجنونش كنم
محبوب مي بوسد مرا، من جان نثارش مي كنم
سوداي پر سود است اين، بگذار مغبونش كنم
سيمين! به شام هجر او، نيلينه دارم دامني
از اختران اشك خود، دامان ِ‌ گردونش كنم....

+85/06/03 هیلدا | |