تبليغاتX
منو رها کن از این فکر تنهایی - تنهایی

منو رها کن از این فکر تنهایی

It's the rain of everyday
اين باراني است كه هر روز مي بارد
That has augmented it's level
و مقدارش بيشتر شده است
And music doesn't have the same
و موسيقي همان
Effect that it once had
اثري را كه قبلا داشت ندارد
Maybe I've lived too much
ممكن است كه من مدت زيادي زندگي كرده باشم
In too little and too short a time...
در مدت خيلي كم و كوتاهي
I don't even know what language I speak...
حتي نمي دانم با چه زباني صحبت مي كنم
Nor which candles I carry within
و نميدانم كدام شمع را مي بايد
This burial
جهت اين خاك سپاري ببرم
I feel that I do longer have the strengths...
احساس مي كنم كه ديگر توانايي و قدرت ندارم
Top leap and reach and sun...
براي پريدن و رسيدن به خورشيد
And the harder I try...
و هرچه بيشتر تلاش مي كنم
I can't even hear my voice
من حتي صداي خودم را هم نمي توانم بشنوم
I don't know if I've lived then thousand days...
نميدانم آيا من زندگي كرده ام هزاران روز
Or a day thousand times
يا يك روز هزاران بار
And I add you to my story...
و تو را به داستانم مي افزايم
Wanting to change all losses
و قصد دارم تمام باخت ها را به برد
For gains
بدل كنم
I need you, I need you my love...
به تو نيازمندم، به تو نيازمندم ،‌ عشق من
Wherever you are...
هر كجا كه باشي
I lack your warmth
گرماي تو را كم دارم
I need you, I need you my love...
به تو نيازمندم، به تو نيازمندم ،‌ عشق من
Because you're a part of me
براي اينكه بخشي از وجود من هستي
I need you here...
من اينجا به تو نياز دارم
Because I don't know how to live without you...
براي اينكه نميدانم بدون تو چگونه بايد زندگي كنم
I have yet to learn...
هنوز ميبايد ياد بگيرم
And I find myself lost,
خودم را در حالي كه گم شده ام پيدا خواهم كرد
Like a needle in a haystack
مثل سوزني در انبار كاه
Like shifting sands...
مثل دانه هاي شني كه جا به جا مي شوند
I submerge myself in my loneliness
من خودم را در تنهايي ام فرو بردم

+85/06/03 هیلدا | |