تبليغاتX
منو رها کن از این فکر تنهایی -

منو رها کن از این فکر تنهایی

 

 من همان انگشت بودم
  تو همان دست
  که بين من و بازوي زندگي بود
  و مرا به باقي بودنم مي بست.

  وقتي رفتي از خودم پرسيدم
  زور بازو بود که دست را شکست ؟
  يا حسادت يک انگشت کوچک
  که من چه بند بند بودم و تو چقدر يکدست ...

 

+85/08/26 هیلدا | |