یه روز تو جهنم همدیگرو می بینیم.....آخه هر دو تامون جهنمی هستیم...
تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من به جرم اینکه به جای خدا تو رو پرستیدم.

|
دوستان عزیزم سلام باز هم زمستون .... باز هم برف........ و باز هم کریسمس
HAVE A NICE DAY
یه روز تو جهنم همدیگرو می بینیم.....آخه هر دو تامون جهنمی هستیم... تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من به جرم اینکه به جای خدا تو رو پرستیدم.
سالها با نگاهت صحبت كردم.......
گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد
وقتی خیانتت را بخشیدم تو فکر کردی دوستت دارم. ولی من لذت خیانت را درک می کردم !
پرنده از شاخه پر زد
تا که بودیم نبودیم کسی کشت مارا غم بی هم نفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم وهمه بیدار شدند قدر اینه بدانید چو هست نه در ان وقت که افتاد وشکست .
دل من يه روز به دريا زد و رفت
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر
دوستت دارم شايد باز هم همان ملال هميشگي تو به سراغم آمده اينبار فقط قطعه اي کوچک برايت مي نويسم چون بغضم بيش از اين امان نمي دهد
كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم…. . کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخریم بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید : دوستت دارم
آدمـک آخــرِ دنيــاست، بخند آدمـک مـرگ هـمين جاست، بخند
دل قشنگت شده بود خانه ی آرزوهام در خیال خامم فکر می کردم که من فقط صاحب این خانه هستم و هیچ کس جز من اجازه ی ورود به این خانه را ندارد ولی عجب خیال خامی بود و این خیال طولی نکشید که صدای در به گوشم رسید یکی در را محکم کوبید و میگفت بیا بیرون یه مستاجر جدید می خواد بیاد و اینجا بود که فهمیدم من فقط مستاجر خانه ات بودم. پس همه ی اثاثم را از خانه ات جمع کردم که از دلت برم بیرون و جا واسه مستاجر جدیدت باز کنم ولی تنها یک قطره اشکم را بر بر روی طاقچه ی دلت جا می گذارم تا به مستاجرات بگوید که دوستش داشتم ولی دوستم نداشت
آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است!!!
لیلی سبوی عشقی بود که مجنون کامی از او نگرفت سبوی لیلی, پیش از رسیدن به ساحل سرخ مجنون شکست شکست و قصه ی تشنه کامان ابدی شد سالهاست که سبوی لیلی می شکند و مجنون ناکام می شود قصه ی لیلی ومجنون, قصه شکستن سبوست و نا کامی دل .......قصه سرخ ابدیت ***** ... بارالها مرا از حکمتی که گریه نمی اورد فلسفه ای که نمی خنداند و عظمتی که در برابر کودکان سرخم نمی کند دور نگهدار
تاروپود هستيم بر باد رفت،اما نرفت عاشقيها از دلم،ديوانگيها از سرم رهي معيري
آمد و آرام در دلم جا گرفت.اين دشت سرخ را زيبا ز ما گرفت.چشم او سرچشمه نگاه دل شد. نياز دل راه و رسم او شد.دل تباني كرد و از ما دل گرفت.راه بر ما بست و راه خود گرفت. اي دل تو درياي خروشاني دمادم. منم آن كشتي بشكسته درهم.اگر آرام گيري ياد آري. مرا در بستر دريا نذاري
موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه |
Aboutگذشت ... آن زمان دیدار در هم شکست آن لحظه های انتظار و تو ... چه ساده گذشتی از این همه احساسArchivesتیر 1387خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 کاربران آنلاین: بازديدها : |